دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
96
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
يعنى اوغورلو خان شاملو و چراغ خان زاهدى كه از قربانيان مظالم شاه صفى بودند . رستم بيگ ديوان بيگى در سال 1630 م . بيگلربيگى آذربايجان نشد و همنام او رستم خان هم از كارتيل به تفليس رفت تا والى آنجا شود . در اينجا شايسته است كه به نابودى يكى از قدرتمندان و صاحبان خدم و حشم ايران پس از شاه عباس و فرزندان او نگاهى بياندازيم . او امامقلى خان بود كه در هنگام جلوس شاه صفى شأن و شكوهى به روا داشت . او نهتنها بيگلربيگى فارس و كهكيلويه ، بلكه حاكم لار ، هرمز ( جرون ) ، جزاير بحرين ، گلپايگان و تويسركان نيز بود . امامقلى خان در اين مناصب ، پا جاى پاى پدرش اللهورديخان گذاشت كه در زمان شاه عباس اول به مقامات بالا بركشيده شده بود . شاه عباس حتى به دو چنان حرمتى قايل شد كه در ميان صفويان سابقه نداشت يعنى يكى از همسران خويش را به عقد نكاح وى درآورد . او و تقريبا همهء فرزندانش به اتهام توطئه با مقامات نافرمان شمال غربى فارس و گرجستان در سال 1632 م . به تيغ جلاد سپرده شدند . خالصه گردانيدن كل اراضى ايالت فارس در آن روزگار دقيقا در خط سياست تمركزى بود كه شاه عباس به منظور تقويت و تحكيم قدرت و موقعيت شاه در مقام قدرتمدار محورى و در تقابل با حكومت حكام ايالات پيگيرى مىكرد . بالاخره مىرسيم به يك متنفذ دربارى ديگر تختگاه اصفهان يعنى وزير اعظم ديوان اعلى ميرزا محمد تقى كه بيشتر به ميرزا تقى و يا ساروتقى ( « تقى موبور » ) شهرت داشت . او كه در سال 1643 م . به كار گمارده شده بود ، پيشينهء موفقى در تشكيلات ديوانى داشت و با خدماتى كه در قلمرو ساختوساز همچون برنامههاى راهسازى شاه عباس اول در مازندران و بازسازى زيارتگاه نجف اشرف بدستور صفى اول و فعاليت وزيرانهاش در مازندران و كل گيلان پس از سركوبى غريب شاه گيلانى « 1 » ، از خود نشان داد ، به مقامى درخور دست يافت . ساروتقى كه مقام وزير اعظمى را تا سه سال پس از شاه صفى نيز عهدهدار بود ، نهتنها در امر تشكيلات ديوانى كارآيى و تخصص داشت بلكه شخصى استوار و فسادناپذير بود و هرگز تمايلى به كسب امتيازات مالى شخصى نداشت . او چنان عنايت و التفات شاه را ربود كه توانست مخصوصا در سالهاى نخستين سلطنت او بر صاحبان قدرت زمانه و ازجمله اشرافيت نظامى اعمال نفوذ و كروفر كند . اقدامات كارآمد ديوانى مخصوصا در حوزه امور مالى ساروتقى را قادر ساخت تا عايدات مملكت را به سطح و ترازى برساند كه تا آن روزگار در ايران سابقه نداشت . او براى اين منظور از
--> ( 1 ) - براون ، Das Erbe Schah Abbas I ، صص 16 به بعد ؛ پطروشفسكى " Narodnoe Vosstanie " .